11 %66 HRmax %50
VO2max 16 دقیقه %45 1RM 16-18 2 3 2
13 %70 HRmax %55
VO2max 20 دقیقه %50 1RM 12-14 2 3 3
13 %74 HRmax %60
VO2max 20 دقیقه %55 1RM 12-14 2 3 4
15 %77 HRmax %65
VO2max 25 دقیقه %60 1RM 10-12 3 3 5
15 %81 HRmax %70
VO2max 25 دقیقه %65 1RM 10-12 3 3 6
15 %85 HRmax %75
VO2max 30 دقیقه %70 1RM 8-10 3 3 7
17 88%
HRmax %80
VO2max 30 دقیقه %75 1RM 8-10 3 3 8

نمودار 1. ترتیب تمرین در سه گروه مختلف

روش تجزیه وتحلیل اطلاعات
پس از کسب اطمینان از طبیعی بودن توزیع دادهها با آزمون کولموگروف- اسمیرنوف و همگن بودنداده ها با آزمون لون، برای بررسی اثر متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته از آزمون تی وابسته و تحلیلواریانس یکطرفه استفاده شد و در صورت معنا داری از آزمون تعقیبی توکی برای تعیین تفاوت بین گروهها استفاده شد. شایان ذکر است برای مقایسه چهار گروه در آزمون تحلیل واریانس یکطرفه از تفاضل پیش آزمون و پسآزمون (دلتا) استفاده شد. تمام عملیات آماری تحقیق با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 16 انجام گرفت و سطح معناداری 0.05 < p در نظر گرفته شد.
یافته ها
نتایج این تحقیق نشان داد وزن و شاخص توده بدنی در گروه های تجربی S+E،E+S و ACT کاهش معناداری داشت (05/0 <P ). همچنین مشاهده شد مقدار Vo2max در گروه های P=0/003) E+S)، P=0/003)S+E) و P=0/024) ACT) افزایش معناداری داشت، به علاوه، داده ها نشان داد هشت هفته تمرین ترکیبی به افزایش معنادار قدرت بالاتنه در گروه های تمرین ترکیبی P=0/005) E+S) و ACT (025/0=P) و عدم تغییر معنادار در گروه P=0/06) S+E) منجر شد. همچنین، قدرت پایین تنه در همه گروه های تمرین ترکیبی افزایش معناداری یافت (05/0 <P ). نتایج آزمون تحلیل واریانس یکطرفه نشان داد در متغیر وزن، VO2max ،BMI و قدرت پایین تنه بین گروهها اختلاف معناداری وجود دارد (05/0 <P ) (جدول 2). نتایج آزمون توکی نشان داد در متغیر وزن بین گروه S+E و کنترل (02/0=P) و ACT و کنترل (03/0=P) اختلاف معناداری وجود دارد. در مورد متغیر BMI و VO2max فقط بین گروه S+E و کنترل اختلاف معناداری وجود دارد. در متغیر قدرت پایینتنه بین گروه E+S و کنترل و همچنین ACT و کنترل اختلاف معناداری مشاهده شد.
همچنین نتایج نشان داد 8 هفته تمرین تغییری در میزان تستوسترون گروه P=0/47) S+E) و P=0/27) ACT) نداشت، اما در گروه E+S کاهش معناداری مشاهده شد (007/0=P). نتایج آزمون تحلیل واریانس یکطرفه نشان داد بین میزان تستوسترون در گروه های مختلف اختلاف معناداری وجود دارد (02/0=P) (جدول 3). نتایج آزمون توکی نشان دهنده وجود اختلاف معنادار در میزان تستوسترون بین گروه های E+S و ACT بود (01/0=P). علاوه بر این، در میزان کورتیزول و نسبت تستوسترون به کورتیزول (T/C) پس از گروه های تمرینی تغییر معناداری مشاهده نشد (05/0≥P ).

جدول 2. تغییرات ویژگیهای آنتروپومتریکی آزمودنیها در درون گروهها و بین گروه ها

P
بین گروهی Control ACT S+E E+S مرحله متغیرها
*0/017 76/88±3/78 66/41±2/69 70/80±3/90 74/66±4/68 پیش آزمون 76/66±4/05 64/41±2/44 68/60±3/86 72/77±4/67 پس آزمون وزن(kg)
0/51 *0/000 *0/003 *0/005 P درون گروهی *0/023 31/75±0/91
31/63±1/01
0/42 27/57±0/92
26/76±0/86
*0/000 29/23±1/71
28/30±1/56
*0/003 29/89±1/20
29/12±1/21
*0/005 پیش آزمون پس آزمون P درون گروهی شاخص توده بدن(2kg/m)
*0/029 24/77±3/03
24/25±3/01
0/43 23/70±1/78
27/93±2/18
*0/024 24/60±1/35
31/81±1/05
*0/003 29/07±1/88
34/01±2/05
*0/003 پیش آزمون پس آزمون P درون گروهی Vo2max (mL/kg)
0/07 18/33±3/22 18/58±2/32 28/60±1/88 17/11±3/46 پیش آزمون 18/88±3/09 25/08±3/42 30/30±2/22 25/66±3/05 پس آزمون قدرت بالاتنه
0/34 *0/025 0/06 *0/005 P درون گروهی *0/000 32/77±4/57
34/66±4/25
0/18 30/25±5/25
51/91±8/78
*0/014 26/40±3/39
68/50±7/87
*0/000 29/66±5/37
67/22±7/73
*0/002 پیش آزمون پس آزمون P درون گروهی قدرت
پایین تنه

جدول 3. تغییرات سطوح هورمونهای آزمودنیها در درون گروهها و بین گروهها
P بین گروهی Control ACT S+E E+S مرحله متغیرها

* 0/02 0/71±0/03 0/61±0/05 0/71±0/05
0/78±0/07 0/78±0/07
0/73±0/03 /95±0/09 /76±0/06 پیشآزمون آپس زمون تستوسترون
0/08 0/27 0/47 *0/007 P درونگروهی
0/20 26/77±1/83
25/94±1/33 19/36±2/90
25/26±3/32 21/44±4/28
21/30±3/80 /71±3/27
/90±3/98 آپیش زمون آپس زمون کورتیزول
0/46 0/20 0/95 0/26 P درونگروهی
0/91 0/028±0/00
0/024±0/00 0/50 0/043±0/00
0/038±0/00 0/59 0/054±0/01
0/045±0/00
0/29 ±0/00 ±0/00
0/61 آپیش زمون آپس زمون P درونگروهی نسبت
تستوسترون به کورتیزول
(T/C)
معناداری در سطح 05/0≤ α

بحث و نتیجه گیری
نتایج تحقیق حاضر نشان داد، هشت هفته تمرین ترکیبی به کاهش سطح تستوسترون در گروه E+S وS+E منجر شد که این کاهش فقط در گروه E+S معنادار بود. برخی مطالعات نتایج متناقضی را درمیزان تستوسترون پس از تمرین ترکیبی E+S و S+E نشان دادند. اسچامن1 و همکاران (2013) و همچنین ورنن و همکاران (2009) کاهش معناداری را در میزان تستوسترون در گروه E+S مشاهده کردند (13). در مطالعه دیگری، دکین و همکاران (2004) تفاوت معناداری را در میزان تستوسترون بین دو گروه مشاهده نکردند. با وجود این، در مقایسه با S+E، گروه E+S پاسخ کاهشی بیشتری به میزان تستوسترون نشان داد (35). بر خلاف یافتههای مطالعه حاضر، بل و همکاران (2000)، هرن و همکاران (1997) تغییری در مقدار تستوسترون پس از تمرین E+S مشاهده نکردند (25،5). از سوی دیگر، هاکینن و همکاران (2004) و کادوره و همکاران (2012) افزایش شایان توجه تستوسترون را پس از تمرین ترکیبی E+S نشان دادند (20،8). بیشترین غلظت تستوسترون سرم پس از تمرین مقاومتی سنگین با استراحت های کوتاه بین آنها و همچنین با استرس متابولیکی بالا مشاهده شده است (28،21). درصورتی که تمرین استقامتی کوتاهمدت هورمون های آنابولیک را افزایش میدهد، تمرین استقامتی با شدت بالا و طولانی مدت ممکن است به کاهش غلظت تستوسترون منجر شود (46). در پاسخ به تمرین هوازی، مطالعات نشان دادند که ورزشکاران استقامتی در مقایسه با افراد بی حرکت میزان تستوسترون کمتری دارند. استرادر2 و همکاران (1999) نشان دادند میزان تستوسترون در مردان دونده سالمند در مقایسه با همسالان بیحرکت خود کمتر است (43). همچنین، کادوره و همکاران (2010) کاهش معناداری را در تستوسترون آزاد مردان سالمند پس از 12 هفته تمرین هوازی روی دوچرخه کارسنج 3 روز در هفته با شدت بین 55 تا 85 درصد توان هوازی نشان دادند (11). علت کاهش تستوسترون آزاد در طول تمرین هوازی به طور دقیق مشخص نشده است، ممکن است سیستم غدد درون ریز به مدت زمان بیشتری نیاز داشته باشد تا با حجم و شدت تمرین سازگار شود (11).
مکانیسمهایی مانند افزایش حجم خون، افزایش استفاده از هورمون بهوسیله عضلات و افزایش
تجزیه هورمون توسط کبد، ممکن است مسئول کاهش تستوسترون ناشی از تمرین هوازی باشد (26).

.1 Schumann
2. Strüder
با توجه به مطالب مذکور در مورد کاهش میزان تستوسترون پس از تمرین هوازی و همچنین با توجه به اینکه در تحقیقات مشابه کاهش شایان توجهی در میزان تستوسترون سرم در بین تمرین E+S مشاهده شد، کاهش غلظت تستوسترون ممکن است ناشی از تمرین استقامتی باشد (11). مکانیسم آن ممکن است ناشی از خستگی باقیمانده از بخش استقامتی تمرین ترکیبی باشد که ممکن است افزایش تستوسترون را در بخش قدرتی تمرین ترکیبی به مخاطره اندازد. در مطالعاتی که تمرین استقامتی قبل از تمرین قدرتی انجام گرفت، ممکن است مقداری خستگی باقی مانده در بخش تمرین قدرتی دیده شود (32). پروتکل تمرین استقامتی در این تحقیق شامل دوچرخهسواری مداوم با شدت متوسط تا زیاد بود.
دوچرخه سواری مداوم با شدت متوسط به بالا بلافاصله قبل از تمرین قدرتی ممکن است بر عملکرد غدد درون ریز پس از تمرین (طی ریکاوری) تأثیر زیادی داشته باشد. در عملکرد دوچرخه سواری به علت نیاز به توانایی قلبی- عروقی و همچنین تلاش عضلانی مداوم به ویژه توسط عضله چهارسر، میزان خستگی در آن افزایش مییابد. مشابه با تمرین قدرتی، تمرین استقامتی ممکن است به خستگی عصبی- عضلانی منجر شود (32). علاوه بر این، دلیل ممکن برای کاهش عملکرد عصبی-عضلانی در پاسخ به هر دو تمرین قدرتی و استقامتی ممکن است به طور کلی به خستگی مرکزی، محیطی یا هر دو مربوط باشد. کاهش غلظت تستوسترون میتواند نشان دهنده آن باشد که این هورمون برای فرایندهای فیزیولوژیکی استفاده میشود یا ممکن است حضور یک وضعیت کاتابولیک پروتئین را مطرح کند (1)، که در صورت ادامه ممکن است نامطلوب باشد. شایان ذکر است که کاهش میزان تستوسترون در این تحقیق با افزایش کورتیزول در طول ریکاوری همراه نبوده است. از طرف دیگر، ویژگی افرادی که در تمرین شرکت می کنند، یکی از عواملی است که پاسخ هورمونی به تمرین را تحت تأثیر قرار می دهد. مطالعاتی که این پاسخ را در گروههای سنی ویژه بررسی کردند، اساساً پاسخ کمتری را در افراد سالمند مشاهده کردند (27). برای مثال، هنگام مقایسه حاد پاسخ تستوسترون تام و آزاد در مردان 30 و 62 سال، کرامر و همکاران (1999) در تحقیق خود نشان دادند که میزان تستوسترون آزاد در هر دو گروه افزایش می-یابد، اما این افزایش در افراد سالمند کمتر بود (27).
نتایج این تحقیق نشان داد پس از 8 هفته تمرین بین سطوح تستوسترون گروه E+S و ACT اختلاف معناداری وجود داشت. میزان تستوسترون پس از تمرین E+S کاهش معناداری داشته و پس از تمرین ACT افزایش اندک غیرمعناداری دیده شده است. دلیل احتمالی آن این است که در تمرین چرخشی ترکیبی (ACT) به علت استراحتهای بیشتری که بین تمرینات قدرتی و استقامتی بوده است، آزمودنیها دچار خستگیای که پس از تمرین استقامتی مداوم در گروه E+S شده اند، نشدهاند و تنوع تمرینی در گروه چرخشی ترکیبی بیشتر بوده است. مکانیسم افزایش غلظت سطوح استراحتی تستوسترون متعاقب تمرین چرخشی ترکیبی بهخوبی مشخص نشده است، ولی پژوهشگران، افزایش تجمع لاکتات یا اثر تحریکی مستقیم لاکتات بر ترشح تستوسترون، همچنین افزایش فعالیت سمپاتیک ناشی از تمرین را از مکانیسم های اثرگذار مطرح کرده اند (9).
میزان کورتیزول به دنبال هشت هفته تمرین ترکیبی در هر سه گروه تمرینی در تحقیق حاضر تغییر معناداری را نشان نداد. هاکینن و همکاران (2004)، اراضی و همکاران (2011) تفاوت چشمگیری را در مقدار کورتیزول پس از تمرین S+E مشاهده نکردند (20،3). با وجود این، برخی مطالعات تغییر در مقدار کورتیزول را پس از تمرین ترکیبی مشاهده کردند. اسچامن و همکاران (2014) و رزا و همکاران (2011) کاهش در مقدار کورتیزول را پس از هر دو ترتیب تمرین ترکیبی مشاهده کرد (41،39). بر عکس، بل و همکاران (2000) و هرن و همکاران (1997) افزایش کورتیزول را پس از تمرین E+S مشاهده کردند (25،5). کورتیزول تحت تأثیر شدت و مدت فعالیت بدنی، شرایط فعالیت مثل رقابت یا ارائه محرک روان شناسی و چرخه های روزانه قرار می گیرد. شدت عامل مهمی در پاسخ کورتیزول به فعالیت بدنی است (41،5). برای مثال در پاسخ به فعالیت با شدت متوسط (60 تا 70 درصد VO2max) میزان کورتیزول افزایش نیافته است. به عبارت دیگر تمرین قدرتی با شدت بالا میتواند به افزایش چشمگیری در کورتیزول منجر شود. هرچند، پس از تمرین زیربیشینه کاهش تدریجی در افراد ورزشکار قدرتی و استقامتی در مقابل افراد تمرین نکرده دیده شد (14). بیشتر مطالعات انجام گرفته روی افراد سالمند عدم تغییر معنادار کورتیزول را در پاسخ به تمرین مقاومتی، استقامتی یا ترکیبی مشاهده کردند. هاکینن و همکاران پس از شش ماه تمرین مقاومتی-استقامتی با وجود افزایش قدرت تغییری در میزان کورتیزول مردان و زنان سالمند مشاهده نکرد (20). افراد سالمند برای سازگاری به هورمونها به مدت زمان بیشتری نیاز دارند (9). پاسخ کورتیزول به تمرین به شدت، مدت، حجم تمرین و دورههای استراحت بستگی دارد. هرچه شدت، مدت و حجم تمرین بالا و دوره های استراحت کوتاه باشد، پاسخ کورتیزول به تمرین بیشتر است (37). احتمالاً، عدم تغییر در میزان کورتیزول در تحقیق حاضر نشان می دهدکه شرایط متابولیک ناشی از تمرین عامل آنابولیسم و سنتز پروتئین بوده است.
نسبت مقادیر تستوسترون به کورتیزول سرم برای ارزیابی پاسخ و پیشگویی عملکرد تمرین بهکار می رود. افزایش بیشتر از 30 درصد این مقدار نسبت به حالت اولیه، نشان دهنده برتری فرایند آنابولیسم است. کاهش بیشتر از 30 درصد این مقدار نسبت به حالت اولیه، نشان دهنده برتری فرایند کاتابول
یسم و ابتلا به سندروم بیش تمرینی است. انجام تمرین سنگین، بدون در نظر گرفتن دوره های کافی بازگشت به حالت اولیه، میتواند موجب اختلالات ماندگار در تعادل نسبت تستوسترون به کورتیزول شود (19).
کاهش نسبت تستوسترون به کورتیزول به عنوان یکی از نشانه های بالا بودن حجم تمرین و خستگی ورزشکاران در نظر گرفته شده است. این کاهش ممکن است یا در اثر افزایش کورتیزول یا در اثر کاهش تستوسترون به وجود آید (42). درباره تغییر نسبت تستوسترون به کورتیزول، یافتههای این تحقیق تفاوت شایان توجهی را بین نسبت تستوسترون و کورتیزول در هر سه ترکیب نشان نداد. به طور مشابه، تفاوت چشمگیری بین سه گروه نیز دیده نشد که با نتایج دکین و همکاران (2004) و مرادی و همکاران (2012) همخوانی دارد (15). کادوره و همکاران (2012) و دکین و همکاران و نیز ورنن و همکاران (2009) نشان دادند که در مقایسه با ترتیب S+E، ترتیب E+S به وضعیت آنابولیکی بیشتری منجر می شود (13،8). هرچند در مطالعه دیگری تیپل و همکاران (2013) نشان دادند ترتیب E+S به شرایط کاتابولیکی بیشتری منجر میشود (44). تناقض گزارش های موجود در خصوص این تأثیر میتواند در تفاوت گروههای مورد مطالعه، روش های ارزیابی و اندازه گیری شدت و مدت تمرین، نوع برنامه های تمرین، زمان خونگیری و فاصله استراحت بین جلسات تمرین ریشه داشته باشد.

اظهار شده است که تعادل بین هورمون های آنابولیک (تستوسترون) و کاتابولیک (کورتیزول) ممکن است نقش مهمی در تأثیر تداخلی تمرین ترکیبی داشته باشد (6). هرچند، تغییر زیادی در سطح پایه هورمونها در گروههای تمرین ترکیبی دیده نشد، نشاندهنده این است که این افراد وضعیت کاتابولیکی مزمنی را تجربه نمیکنند و از آنچه قدرت در همه گروه ها افزایش یافته است، رابطهای بین وضعیت هورمونی و کسب قدرت در این مطالعه وجود ندارد. با وجود این، میزان تستوسترون پس از تمرین E+S کاهش یافت، احتمالاً این ترتیب تمرینی به وضعیت کاتابولیکی بیشتری منجر میشود. هرچند، در کاربرد نتایج این تحقیق باید احتیاط کرد، زیرا حجم نمونهها در این تحقیق کم بودهاند. علاوه بر این، گیرنده های آندروژن در این تحقیق اندازهگیری نشده و تعامل هورمون گیرنده ممکن است نتایج موجود را تحت تأثیر قرار دهد.
انجام تمرین همزمان قدرتی و استقامتی در طول 8 هفته اختلالی در کسب قدرت در تمامی گروهها در افراد سالمند ایجاد نکرد. سازوکار افزایش قدرت ناشی از تمرین قدرتی بهواسطه افزایش در تعدادی از ایمپالس های عصبی واحدهای حرکتی، افزایش در اندازه تار عضلانی نوع I و II و افزایش در هورمون های آنابولیکی است (22). سازوکار های احتمالی افزایش قدرت ناشی از تمرین استقامتی می تواند با سازگاری های عصبی- عضلانی و بهبود در توزیع جریان خون عضلانی مرتبط باشد که در نتیجه انجام تمرین استقامتی اتفاق میافتد. نتایج تحقیق حاضر با نتایج تحقیق کادوره و همکاران (2012) و نیدل و همکاران (2000) همخوانی داشت (36). در مطالعه حاضر، توده عضلانی بالاتنه در هر سه گروه تمایل به افزایش داشت، اما فقط در گروه E+S (97/49%) و ACT (98/34%) افزایش معناداری مشاهده شد؛ دلیل روشنی برای این موضوع وجود ندارد. ممکن است تمرین استقامتی با شدت و مدت متوسطی انجام گرفته باشد، به طریقی که با تأثیر گرم کردن بدن مرتبط است. افزایش در دمای بدن، تحریک CNS، هماهنگی سیستم فیزیکی، افزایش جریان خون محیطی و تحویل اکسیژن به عضلات می تواند موجب بهبود قدرت گروه E+S در مقایسه با گروه S+E شود. هنگام اجرای تمرین مقاومتی با نسبت پایینی از شدت بار، بیشترین تلاش در هر ست، به گروه E+S و ACTاجازه تحریک سنتز پروتئینی انقباضی در سطح مطلوب را میدهد که در نهایت به سطح تقریباً یکسانی از سازگاری مورفولوژیکی می انجامد.
نتایج تحقیق حاضر با نتایج تحقیقاتی که نشان دادند ترتیب تمرین تأثیر ویژهای بر بهبود حداکثر قدرت پایینتنه افراد ندارد، همخوانی ندارد (6،8). احتمالاً علت افزایش بیشتر حداکثر قدرت پایینتنه در گروه S+E (46/159%) نسبت به گروه ACT (60/71%) و حتی E+S (63/126%) خستگی برجامانده از تمرین استقامتی در این دو گروه باشد. علاوه بر این، کسب بیشتر قدرت در گروه S+E ممکن است با سازگاریهای عصبی ایجادشده در این گروه مرتبط باشد. در تحقیقی علت افزایش بیشتر قدرت در گروه S+E، ناشی از سازگاری عصبی بیان شده، زیرا اقتصاد عصبی- عضلانی عضله راست رانی در گروه S+E آن تحقیق بهبود پیدا کرد.
نتایج نشان میدهد که انجام تمرین مقاومتی قبل از تمرین استقامتی به کسب قدرت پایینتنه بیشتر در افراد سالمند منجر میشود. افزایش کمتر قدرت پایینتنه در گروهACT و E+S ممکن است ناشی از انجام کار کمتر با پا در این دو گروه باشد.
از آنجا که در تحقیق حاضر با وجود افزایش قدرت تغییر چندانی در میزان هورمون های آنابولیک و کاتابولیک مشاهده نشد، میتوان افزایش قدرت را ناشی از سازگاریهای دیگر (مانند سازگاری عصبی عضلانی) دانست.
در نتیجه، برای تعیین تأثیری که ترتیب تمرین در پاسخ و سازگاری هورمونها به تمرین دارد، به مطالعات بیشتری نیاز است. علاوهبر این، بهمنظور پیشگیری از تأث یرات برجا یمانده از خستگی یا منابع دیگر از تداخل، زمانبندی جلسات تمرین نیاز به بررسی دارد. همچنین، دانش بیشتر در مورد سازگاری ناشی از ورزش در عضله اسکلتی، به استفاده از مداخلات تمرینی جدید و نو برای ترویج و گسترش درک فعلی ما از رویدادهای سازگاری نیاز دارد که ممکن است در نهایت به شیوههای تمرینی جدید برای افراد سالمند انتقال یابد. درک اختصاصی بودن سازگاری ممکن است اهداف درمانی برای درمان بیماری های حاد و مزمن در عضلات اسکلتی را فراهم کند و مؤثرترین شیوه برای پیشگیری یا بهبود آتروفی ناشی از سالمندی را نشان دهد. منابع و مĤخذ
.1 Adlercreutz, H, Härkönen, M, Kuoppasalmi, K, Näveri, H, Huhtaniemi, & et all,. (1986). Effect of training on plasma anabolic and catabolic steroid hormones and their response during physical exercise. International journal of sports medicine, 7, 27-28.
.2 Ahtiainen, Juha P, Pakarinen, Arto, Alen, Markku, Kraemer, & et all,. (2003). Muscle hypertrophy, hormonal adaptations and strength development during strength training in strength-trained and untrained men. European journal of applied physiology, 89(6), 555563.
.3 Arazi, H, Damirchi, A, & Mostafaloo, A. (2011). Variations of hematological parameters following repeated bouts of concurrent endurance-resistance exercise. Journal of Jahrom University of Medical Sciences, 9(2), 48-54.
.4 Astrand, Per-Olof, & Rodahl, Kåre. (1970). Textbook of work physiology. New York : McGraw-Hill, 105-110.
.5 Bell, GJ, Syrotuik, Dan, Martin, TP, Burnham, R, & Quinney, HA. (2000). Effect of concurrent strength and endurance training on skeletal muscle properties and hormone concentrations in humans. European journal of applied physiology, 81(5), 418-427.
.6 Bell, Gordon, Syrotuik, Dan, Socha, Teresa & et all. (1997). Effect of strength training and concurrent strength and endurance training on strength, testosterone, and cortisol. The Journal of Strength & Conditioning Research, 11(1), 57-64.
.7 Cadore, Eduardo L, Pinto, Ronei S, Pinto, Stephanie S, Alberton, Cristine L, Correa, Cleiton S, Tartaruga, Marcus P & et all,. (2011). Effects of strength, endurance, and concurrent training on aerobic power and dynamic neuromuscular economy in elderly men. Th
e Journal of Strength & Conditioning Research, 25(3), 758-766.
.8 Cadore, Eduardo Lusa, Izquierdo, Mikel, Dos Santos, Mariah Gonçalves, & et all,. (2012). Hormonal responses to concurrent strength and endurance training with different exercise orders. The Journal of Strength & Conditioning Research, 26(12), 3281-3288.
.9 Cadore, Eduardo Lusa, & Kruel, Luiz Fernando Martins. (2012). Acute and Chronic Testosterone Responses to Physical Exercise and Training. Federal University of Rio Grande do Sul Brazil. 277-292.
.01 Cadore, Eduardo Lusa, Lhullier, Francisco Luiz Rodrigues, Brentano, & et all,. (2008). Hormonal responses to resistance exercise in long-term trained and untrained middle-aged men. The Journal of Strength & Conditioning Research, 22(5), 1617-1624.
.11 Cadore, EL, Pinto, RS, Lhullier, FLR, Correa, CS, Alberton, CL, Pinto, SS, & et all,. (2010). Physiological effects of concurrent training in elderly men. International journal of sports medicine, 31(10), 689-702.
.21 Coburn, Jared W, & Malek, Moh H. (2012). NSCA’s essentials of personal training:
Human Kinetics, 110-115.
.31 Coffey, Vernon G, Pilegaard, Henriette, Garnham, Andrew P, & et all,. (2009). Consecutive bouts of diverse contractile activity alter acute responses in human skeletal muscle. Journal of applied physiology, 106(4), 1187-1197.
.41 Copeland, Jennifer L, Chu, Samuel Y, & Tremblay, Mark S. (2004). Aging, physical activity, and hormones in women-a review. Journal of aging and physical activity, 12(1), 101-116.
.51 Deakin, Glen Bede. (2004). Concurrent training in endurance athletes: the acute effects on muscle recovery capacity, physiological, hormonal and gene expression responses postexercise. Southern Cross University, Thesis.
.61 Di Blasio, Andrea, Gemello, Eugenio, Di Iorio, Angelo, & et all,. (2012). Order effects of concurrent endurance and resistance training on post-exercise response of non-trained women. Journal of sports science & medicine, 11(3), 393-401.
.71 Docherty, David, & Sporer, Ben. (2000). A proposed model for examining the interference phenomenon between concurrent aerobic and strength training. Sports Medicine, 30(6), 385-394.
.81 Doherty, Timothy J. (2003). Invited review: aging and sarcopenia. Journal of applied physiology, 95(4), 1717-1727.
.91 Duke Jr, Joseph W. (2008). Influence of Exercise Training on the Free Testosterone to Cortisol Ratio: A thesis submitted to the faculty of the University of North Carolina at Chapel Hill in partial fulfillment of the requirement for the degree of Master of Arts in the Department of Exercise and Sport Science.
.02 Häkkinen, A, Pakarinen, Arto, Hannonen, P, Kautiainen, H, Nyman, K, Kraemer, WJ, & et all. (2004). Effects of prolonged combined strength and endurance training on physical fitness, body composition and serum hormones in women with rheumatoid arthritis and in healthy controls. Clinical and experimental rheumatology, 23(4), 505-512.
.12 Häkkinen, K, & Pakarinen, A. (1995). Acute hormonal responses to heavy resistance exercise in men and women at different ages. International journal of sports medicine, 16(08), 507-513.
.22 Hennessy, Liam C, & Watson, Anthony WS. (1994). The interference effects of training for strength and endurance simultaneously. The Journal of Strength & Conditioning Research, 8(1), 12-19.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

.32 Hickson, Robert C. (1980). Interference of strength development by simultaneously training for strength and endurance. European journal of applied physiology and occupational physiology, 45(2-3), 255-263.
.42 Hood, David A. (2001). Invited Review: contractile activity-induced mitochondrial biogenesis in skeletal muscle. Journal of Applied Physiology, 90(3), 1137-1157.
.52 Horne, Lorrie, Bell, Gordon, Fisher, Brian, Warren, Sharon, & Janowska-Wieczorek, RAnna. (1997). Interaction between cortisol and tumour necrosis factor with concurrent resistance and endurance training. Clinical Journal of Sport Medicine, 7(4), 247-251.
.62 Izquierdo, Mikel, Ibáñez, Javier, Häkkinen, Keijo, & et all. (2004). Maximal strength and power, muscle mass, endurance and serum hormones in weightlifters and road cyclists. Journal of sports sciences, 22(5), 465-478.
.72 Kraemer, William J, Häkkinen, Keijo, Newton, Robert U, & et all. (1999). Effects of heavy-resistance training on hormonal response patterns in younger vs. older men. Journal of Applied Physiology, 87(3), 982-992.
.82 Kraemer, William J, Loebel, Chad C, Volek, Jeff S, Ratamess, & et all. (2001). The effect of heavy resistance exercise on the circadian rhythm of salivary testosterone in men. European journal of applied physiology, 84(1-2), 13-18.
.92 Kraemer, William J, & Ratamess, Nicholas A. (2004). Fundamentals of resistance training: progression and exercise prescription. Medicine and science in sports and exercise, 36(4), 674-688.
.03 Kraemer, William J, & Ratamess, Nicholas A. (2005). Hormonal responses and adaptations to resistance exercise and training. Sports Medicine, 35(4), 339-361.
.13 Küüsmaa, Maria. (2013). Effects of 24 weeks of single session combined strength and endurance training on body composition and fitness: examination of order effect. Thesis, University of Jyväskylä.
.23 Lepers, Romuald, Millet, Guillaume Y, & Maffiuletti, Nicola A. (2001). Effect of cycling cadence on contractile and neural properties of knee extensors. Medicine and science in sports and exercise, 33(11), 1882-1888.
.33 Lundberg, Tommy R, Fernandez-Gonzalo, Rodrigo, Gustafsson, Thomas, & Tesch, Per A. (2012). Aerobic exercise alters skeletal muscle molecular responses to resistance exercise. Med Sci Sports Exerc, 44(9), 1680-1688.
.43 Moradi, Hamzeh, Sasan, Ramin Amir, & Sarraf, Vahid Sari. (2012). The Effect of Concurrent Exercises on Cell Damage Serum Indices and Testosterone to Cortisol Ratio in Non-Athlete Males. Scholars Research Library Annals of Biological Research, 3 (5):2318-2324.
.53 Moradi, Hamzeh, Sasan, Ramin Amir, & Sarraf, Vahid Sari. (2012). The effect of concurrent exercises on testosterone to cortisol ratio in non-athlete males. Scholars Research Library Annals of Biological Research, 3 (6): 2776-2780.
.63 Nindl, Bradley C, Harman, Everett A, Marx, James O, Gotshalk, Lincoln A, & et all. (2000). Regional body composition changes in women after 6 months of periodized physical training. Journal of Applied Physiology, 88(6), 2251-2259.
.73 Powers, SK, & Howley, ET. (2009). Exercise physiology: Theory and application to fitness: New York, NY: McGraw-Hill.
.83 Putman, Charles T, Xu, Xinhao, Gillies, Ellen, MacLean, Ian M, & Bell, Gordon J. (2004). Effects of strength, endurance and combined training on myosin heavy chain content and fibre-type distribution in humans. European journal of applied physiology, 92(4-5), 376-384.
.93 Rosa, Guilherme, Dantas, Estélio HM, & Mello, DB. (2011). The response of serum leptin, cortisol and zinc concentrations to concurrent training. Hormones, 10(3), 216-222.
.04 Schumann, Moritz, Eklund, Daniela, Taipale, Ritva S, Nyman, Kai, Kraemer, William J, & et all. (2013). Acute neuromuscular and endocrine responses and recovery to singlesession combined endurance and strength loadings:“order effect” in untrained young men. The Journal of Strength & Conditioning Research, 27(2), 421-433.
.14 Schumann, Moritz, Walker, Simon, Izquierdo, Mikel, & et all. (2014). The order effect of combined endurance and strength loadings on force and hormone responses: effects of prolonged training. European journal of applied physiology, 114, 867-880.
.24 Smilios, ILIAS, Pilianidis, THEOPHILOS, Karamouzis, MICHALIS, & et all. (2003). Hormonal responses after various resistance exercise protocols. Medicine and science in sports and exercise, 35(4), 644-654.
.34 Strüder, HK, Hollmann, W, Platen, P, Rost, R, Weicker, H, Kirchhof, O, & Weber, K. (1999). Neuroendocrine system and mental function in sedentary and endurance-trained elderly males. International journal of sports medicine, 20(03), 159-166.


پاسخ دهید